خرید بک لینک

دلم نگارم را ميخواهد ولي حيف....

باز هم نصفه شب و تاب و تبی تکراری

دلبرم ، دخترِ مهتاب ، تو هم بیداری ؟


گل شب بوی غزل ریز ، مزاحم نشوم ؟

وقت داری کمی از روی غمم برداری ؟


می شود دست به بغضم بکشی ؟ بی زحمت !

می شود گوش به آهنگِ دلم بسْپاری ؟


" یک نفر آدمم و چند نفر غمگینم "

خسته ام ، خسته از این زندگیِ اجباری


شده مخروبه بنایِ دلِ کج بنیادم

شاعری را چه به وصله زدن و معماری


خسته ام،منتظرِ معجزه ی تازه ایَم

تو بیایی به دلم دینِ نُویی می آری


کاش پایانِ غمِ من به خودت ختم شود

کاش شیرین شود این درد و غمِ تکراری ...

برچسب: نویسنده: ساناز بهرامی تاريخ: يکشنبه 19 خرداد 1398 ساعت: 15:28

صفحه بندی