
آمدی# بر دلِ ما دست کشیدی# احسنت#
دشمنِ جان شدی و دست کشیدی# احسنت
تیرِ چشمانِ تو بر سنگِ دلم کار نکرد
دو کمانِ رُخ به پیوست کشیدی احسنت
من کجا، مستی و مخمورِ خرابات کجا
جامی از دیده ی سَر مَست کشیدی احسنت
تیغِ عشقت به خفا خوب نشاندی بر دل
بر همه جانم و بر هَست کشیدی احسنت
برچسب:
نویسنده: ساناز بهرامی